پوریا تو این روزا و درخواست عمو مجید
سلام به همه ی دوستای گلم
پس گل ما این روزا میره مهد کودک و نصف روز رو هم اونجا سپری می کنه و دیگه واقعا علاقه پیدا کرده به مهد کودک و وقتایی که خونست همه ی فکرش اونجاست و همش داره اسم دوستاش رو تکرار می کنه مثلا بهش میگیم پوریا اسم دوستات چیه؟ میگه سامیار مهدیس هستی باران .... و در کل فکر کنم لذت می بره از رفتن به مهد کودک
بازی مورد علاقه ی این روزاش هم کلاغ پره اینجوری می خونه
کلاغ پر گونچی پر خاله رویا پر خاله رویا پره ی نداره خودش خبر ندااااره
در مورد شخص سوم هم که مثلا اینجا خاله رویا اطرافش رو یه نگاه می ندازه و اولین نفری که به چشمش خورد رو می گه و هیچ کس رو بی نصیب نمی ذاره
عزیز دلم امیدوارم روزهای خوبی داشته باشی و خدا همیشه محافظت باشه
و یادت هم نره که خیلی خیلی دوست داریم
این عکس ها رو هم به درخواست عمو مجید می ذارم "
این عکس گل پسر و بابا رامین تو تعطیلات عیده تو قزوین


این عکس هم مربوط میشه به اردیبهشت ماه وقتی که داشتیم میرفتیم شمال برای عروسی اینجا هم سد سفیدرود بعد از خوردن یه صبحونه مفصله
این دو تا عکس هم برای دیروز که من و پوریا و بابا رامین رفته بودیم باغ وحش که توضیحاتش رو تو یه پست جدا می ذارم




پوریا تو این روزا و درخواست عمو مجید
